على صدرايى خويى
180
ميراث مشترك ايران و هند ( فارسى )
زانو عضوى معروف ، بستن ( مقصود زانو بستن ) : طغراى مشهدى : زموذيان به دغا بايد انتقام كشيد * كلوخ گفته توان بست زانوى گفتار و در توضيح نوشته : « زانوى كفتار به گفتن كلوخ بستن » اين مثل است و آنچنان است كه چون كفتار را بينند كلوخ كلوخ گويند و او از ترس از رفتن باز ماند » . زانو زدن : براى آن سه بيت از سه شاعر آورده بدين ترتيب : 1 . سليم طهرانى : پادشاه خوبرويان است چندان دور نيست * سرو و شمشاد چمن گر پيش او زانو زنند 2 . ظهورى ترشيزى : نيفتم به زانو زدن پيش كس * كه زانو زدن در نمازست و بس در توضيح اين دو معنا آورده : « زانو زدن : به ادب نشستن و سجده كردن » . 3 . هاتفى جامى : گرفتش به رسم غلامان عنان * كشيدش به دستور زانو زنان در توضيح آورده : « زانو اسپ كشيدن : اسپ پيش آوردن به تعظيم چنان كه رسم تركان است » . مؤلف اين اثر را در سال 1292 ق برابر با كلمه ارمغان تأليف نموده است . او براى فرهنگ خود سبك بديعى به كار برده و هر صفحه را به جدول هاى پنج خانه اى تقسيم نموده و در خانهء اول لغات را به ترتيب حروف تهجى ذكر كرده ، خانه دوم براى مصرع اول شعر و خانه چهارم براى مصرع دوم ابيات ، خانه سوم كه بين دو مصرع است حرف صله نوشته شده تا معلوم شود كه فلان لغت يا فلان مصدر و مشتق به حرف فلانى بدين طريق مستعمل است . آغاز : بسمله . باب زاء معجمه ، فصل الف ، زانو . نوع خط : نستعليق . كاتب : ذكر نشده . تاريخ كتابت : ذكر نشده .